RSS  | Atom  | خانه | ارتباط با من | درباره من | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 394 | بازديدهاي امروز: 2| بازديدهاي ديروز: 0
درباره خودم
عبد صالح
مدير وبلاگ : رباب ، حکيمه ، فضه[2]
نويسندگان وبلاگ :
فضه[0]
حکيمه[1]
رباب[0]

پيوندهاي روزانه

اشتراک

نام:

ايميل:

 

بسم رب الرقيه (س)


هنگامي که سرمطهرامام حسين(ع) را وارد شهردمشق کردن شخصي درکنار سرمطهرحضرتش اين آيه را قرائت کرد که:(ام حسبت ان اصحاب الکهف والرقيم کانوا من آياتنا عجبا)سوره کهف آيه9


آياگمان کردي که اصحاب کهف ورقيم از ايات شگفت ما بودند؟خداوندسرمطهر امام را به سخن در اورد وايشان فرمود:شگفت تر از اصحاب کهف کشته شدن وحمل سر من ميباشد .(صراط المستقيم)


من آمده ام تا به کنار تو بميرم


فقط 15روز ديگر تا ديدار دوباره ي زينب(س) پاره ي دلش حسين (ع)مانده امروزسالروزسفريکي از بچه ها به کربلا ست خودش تعريف مي کردهميشه با خودم مي گفتم حضرت رقيه(س) فقط يه باربه سفر کربلا رفت واونقدر عاشق شد که جون داد...خداياسفري نصيبم کن که رقيه وار عاشق کربلا بشم وباديدن گنبدش ديگه نفس ....


اما هيچکس نمي تونه رقيه(س) باشه ...راستي از امروزکه کاروان اسرا بخواد به سمت کربلا راه بيفته ديگه صداي گريه اي توقافله نمي پيچه...صداي ابتاه گفتن دختنر بچه اي بهونه ي تازيانه کشيدن نمي شه ... وآغوش عمه اي انگار که سالهاست دخترکي روتولحظه هاي بي تابي پناه نداده ...نگهبوناي خرابه به يزيد بگيد که ديگه شبا راحت بخوابه...


رقيه غريب توي شام وکنج خرابه به خاک امانت داده شد وفقط چند ماه بعد عمه که طاقت دوريشو نداشت براي هميشه رقيه(س) رو در آغوش کشيد.


ياحسين(ع) دخترکوچيکت رقيه(س) بالاي نعش مطهرتوگفت:(اين باباي خوب منه که خوابيده )راست مي گفت تو باباي خوبي بودي ...اماعاشق خوب بودن از باباي خوب بودن خيلي سخت تره وتو عاشق خوبي بودي چرا که از دخترت رقيه(س) 


 هم گذشتي


واين گذشت است که تورا لايق شهادت ساخت .سيد الشهدا کساني را دوست دارد که حضرت رقيه (س)را از رقيه هايشان بيشتر دوست دارند.(شهيدآويني)


پي نوشت :دوباره بوي جنوب توي دلم پيچيده (اگه بطلبن )


 


 


 


 




نويسنده: رباب ، حکيمه ، فضه(پنجشنبه 25/11/1386 :: ساعت 12:47 عصر)


بسم الله الذي رفع رايه العباس(ع)


 


شخصي خدمت امام حسين(ع) شرفياب شده و عرض کرد:


از فضائلي که خدا براي شما قرار داده حديثي براي من بفرمائيد


امام (ع)فرمود : تو طاقت شنيدن و توان پذيرفتن آن را نداري .


عرض کرد : اي فرزند رسول خدا (ص) حديث بفرماييد من تحمل آن را دارم و مي پذيرم


امام(ع) که اصرار او را ديد حديثي براي او فرمود ولي هنوز گفتارش به پايان نرسيده موهاي سر و صورت آن شخص سفيد شد و حديث را فراموش کرد . امام حسين (ع) فرمود : رحمت خدا شامل او شد که حديث را فراموش کرد (الخرائج،مختصر البصار،اثبات الهداه ،القطره)


 


روزي امام حسن  و حسين (عليهما السلام ) خدمت جد بزرگوارشان رسول خدا شرفياب شدند جبرئيل نيز در حضور آن حضرت بود آن دو بزرگوار در اطراف جبرئيل مي گرديدند و او را به دحيه کلبي شبيه مي نمودند ، جبرئيل همانند کسي که مي خواهد چيزي بدهد به دستش اشاره مي کرد ناگهان ديدند که يک سيب و يک به و يک انار در دست اوست


جبرئيل آن ميوه ها را به آن دو بزرگوار داد  و چهره ي مبارکشان درخشيد و به سوي جدشان دويدند پيامبر (ص) آن ميوه ها را گرفت و بوييد و به آنان فرمود :


"با اين ميوه ها به سوي مادرتان برويد و اگر ابتدا به سوي پدرتان برويد بهتر است"


آن دو بزرگوار امر پيامبر (ص) را انجام دادند و نزد والدين خود رفتند و از آن ميوه ها نخوردند تا حضرت رسول (ص) نيز به نزدشان پيوستند و همگي از آنها تناول کردند .


آنان پيوسته از آن ميوه ها ميل مي فرمودند و چيزي از آن کم نمي شد تا اينکه رسول خدا از دنيا رحلت فرمود امام حسين (ع) فرمود : در آن روزهايي که مادرم زهرا (س) زنده بود چيزي از آن ميوه ها کم نشد تا اينکه مادرم از دنيا رفت در اين موقع انار مفقود شد و در دوراني که پدر بزرگوارم در قيد حيات بود سيب و به باقي ماند وقتي اميرالمؤمنين (ع) شهادت رسيد ، به نيز مفقود شد و سيب به همان حالت نزد برادرم امام حسن (ع) باقي ماند .


وقتي آن حضرت به زهر ستم مسموم و شهيد گشت سيب نزد من بود تا آن موقعي که در کربلا آب را روي من بستند هنگامي که عطش بر من غلبه کرد آن سيب را مي بوييدم  و آتش تشنگي ام فرو نشست وقتي عطش بر من شدت گرفت از آن سيب خوردم و يقين کردم که شهيد خواهم شد.


 امام سجاد (ع) مي فرمايد : من اين سخنان را از پدرم شنيدم ، حضرت پيش از شهادت اين مطلب را فرمود وقتي به شهادت رسيد از قتلگاهش بوي سيب مي وزيد . من به دنبال سيب رفتم ولي اثري نيافتم بوي آن همچنان از امام حسين (ع) باقي بود


و در ادامه فرمودند: هر کس از شيعيان زائر ما بخواهد از بوي خوش آن بهره مند شود بايد در هنگام سحر به زيارت آن حضرت شرفياب شود زيرا اگر با اخلاص در آن موقع زيارت کند عطر سيب را احساس مي کند .


                                               


                                            سلام من به محرم به ماه دلبر زينب


                          به کاروان بهاري که در مسير خزان است....


 


 ... کمي عقب تر شهادت اما فرسنگ ها و سال ها جلوتر از بهشت ... نمي دونيم تو چقدر تونستي با آقامون همراه بشي و تو هر منزل که حسين (ع) توقف کرد و براي تو نامه داد  و درخواست ياري کرد و خودش از تو خواست با قافله اش همسفر بشي لبيک بگي و جا نزني ...


 


 فکر مي کنيم که پاهامون قدرت نداره که منزل به منزل پا به پاي زينب(س) با حسين(ع) همسفر بشيم آخه ما که حبيب نيستيم عاشقاي حسين (ع) در هر منزل به کاروان مي رسند و به حبيبشون مي پيوندند توي اين 23 روز توي کدوم منزل از دنياي خودت کنده شدي پر در آوردي و به نداي آقات لبيک گفتي توي ياراي امام حسين (ع) واسه هر کدوم ما يه نمونه هست نمي دونم مثل اون عاشقي شديم «زهير بن قين» که وقتي کاروان حسيني کنارش منزل کرد و نامه ي امام حسين (ع) به دستش رسيد و خواست جواب نده اما زنش نهيب زد که جواب پسر فاطمه(س) رو نمي دي ، و اون دگر گون شد و به ديدار حسين (ع) شتافت


 اگه هنوز حر بن يزيد رياحي هستيم و آب رو به روي حسين(ع) بستيم به ياد بياريم که ادب و احترام به فاطمه (س) مي تونه نجاتمون بده اگه باز هم نشد -سعد ابوالحتوف بن الحارث -    به ياد بياريم که گوشهامونو  روي حقيقت نبنديم تا نداي حسين (ع) و حتي وسط جنگ  بشنويم


مي  شه از سپاه ابن زياد به سپاه حسين بن علي (ع) رفت اما قبل از اينکه سري بريده بشه بايد به خود اومد بيدار باش چون هنوز عاشورا نشده صداي حسين تا ظهر عاشورا تو رو صدا مي کنه وقت تنگه فقط 6روزه ديگه مونده به خودمون بيايم يه وقت نشيم مثل اوني که بعد از اينکه کار از کار گذشت تازه واسه ي غربت حسين(ع) گريه کنيم هنوز حسين(ع) ....


 


آماده شويد حسين ابن علي (ع) هنوز در صحراي پر بلاي کربلا انتظار مي کشد تا يارانش در پهنه ي قرن ها نداي هل من ناصر او را لبيک گويند و با کاروان تاريخ به سويش بشتابند. شهيد آويني


"بيدار باش"


محرمنامه


5 محرم : عبور حضرت موسي از دريا و غرق شدن فرعون


6 محرم: شهادت حضرت يحيي بن زکريا (سر بريدن ) 


7 محرم:بستن آب بر حرم امام حسين (ع)


11 محرم: عبور اهل بيت از قتلگاه


12 محرم: شهادت حضرت سجاد(ع)


15 محرم: وفات حضرت آدم ابوالبشر


18 محرم:تغيير قبله


20 محرم: هلاکت معتصم و پايان دولت بني عباسي اونم تو ماه محرم


24 محرم:بيدار شدن اصحاب کهف از خواب


27 محرم: رحلت حضرت حوا ام البشر 


پي نوشت :


روز غدير عهد بستم و هم عهد شديم که امام زمان رو بشناسيم


محرمه اما به قول سيد قاضي که هر وقت به حرم امام حسين(ع )مي رفت با هر بار ناقوس ساعت، صداي "هل من ناصر" رو مي شنيد هنوز تو گوش زمان اين صدا پيچيده يکي مثل ندار و پاسخ مي ده يکي مثل عباس(ع) ،امام زمان ما چه جوري "هل من ناصر" ميگه و ما چه جوري مي خوايم لبيک بگيم( زينبي ، ابوالفضلي و يا ...) 


 


"يا زينب  "




نويسنده: حکيمه(يکشنبه 23/10/1386 :: ساعت 1:33 عصر)

بسم الله الرحمن الرحيم


الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولايه اميرالمومنين و ائمه الطاهرين عليهم السلام


 


سلام.


امام صادق عليه السلام فرمودند :


 مردم سه دسته اند : دانشمند ، دانشجو  و خاشاک روي آب. ما امامان دانشمندانيم ، شيعيان ما دانشجويان و مردم ديگر خاشاک روي آب که هر لحظه آبش به جانبي برد مانند مردمي که چون تعمق ديني ندارند هر روز به کيشي گروند و به دنبال صدايي در آيند. اصول کافي ج 1، ص 41


فکر کنيم از همين اول کاري مشخص شده باشه هدفمون از نوشتن وبلاگ چيه؟


ما يه کاري و بعد 6 سال شروع کرديم  با برنامه جامعي براي همه زندگيمون ، با توجه به اينکه  :


امام صادق عليه السلام  فرمودند :


چيزي نيست جز آنکه در باره اش آيه قرآن يا حديثي هست.


يعني زندگي بر اساس قرآن و سيره اهل بيت عليهم السلام به همراه تعقل و تدبر براي رسيدن به هدف غايي.


 چون نميخوايم از اونايي باشيم که کمر امام زمونشون و شکستن همونطوري که امام صادق عليه السلام فرمودند:


دو گروه کمر مرا شکستند : 1. عالمان بي دين  2. دينداران بي علم


اساس برنامه مون اينجوريه :


1. هدف : رسيدن به اينکه  : بقيت الله خير لکم ان کنتم تعلمون آيه 86 سوره مبارکه هود


2. الگوي ما : با توجه به سخن حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه : دختر رسول خدا (ص) براي من اسوه نيکويي ست.


3. ابزار : قرآن ، سنت ، عقل سليم


4. مدت برنامه : کذب الوقاتون!!! و اينکه  لمجموعون الي ميقات يوم معلوم سوره واقعه آيه 50


5.محوري ترين اصل برنامه : از اونجاييکه :  والسلام  علي من اتبع الهدي سوره  مبارکه طه آيه 47 ، پيروي از : الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزکوه و هم راکعون ( آيه ولايت) آيه 55 سوره مبارکه مائده


6. نتيجه : والعاقبه للمتقين همونطوري که خدا وعده داده : و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين آيه 5 سوره مبارکه قصص و همچينين ان الارض يرثها عبادي الصالحون...


فکر کنيم واسه شروع کار کافي باشه...


پي نوشت1 : اول ميخواستيم اسم وبلاگ و بزاريم حصن يا کهف ولي ديديم يه عده قبل از ما اينا رو انتخاب کرده بودن ، به دلمون افتاد عبد صالح همونجوري که تو زيارت نامه حضرت عباس (ع) ميخونيم السلام عليک ايها العبد الصالح  ،چون نداي امام زمانش و لبيک گفت !!!  يه چيز جالب تو اسم گذاريمون هم اين بود که  امسال از عيد غدير به اسم حضرت علمدار (ع)  شروع کرديم . راستي امروز هم سالروز تولد و  هم شهادت سيد مجتبي علمدار بود!!!


پي نوشت2 : ديشب که داشتيم در مورد آيه ولايت با هم حرف ميزديم تصميم گرفتيم يه جوري تو پست اول بياريم بدون اينکه بدونيم دقيقا امروز مصادف بود با 21 ذي حجه سالروز بخشيدن انگشتري توسط امام علي عليه السلام به سائل!


پي نوشت 3 :  چرا رباب و فضه و حکيمه


رباب(س): مادر علي اصغر(ع) بزرگترين کوچک


فضه(س) : کنيز حضرت زهرا (سلام الله عليها ) ، مفسر قران و راوي حديث و تريبت شده حضرت زهرا (سلام الله عليها)


حکيمه (س) : مربي مادر امام زمان (عج) ، دختر امام جواد (عليه السلام) ،خواهر امام هادي (عليه السلام) و عمه امام حسن عسگري(عليه السلام)


التماس دعا


 




نويسنده: رباب ، حکيمه ، فضه(سه‏شنبه 11/10/1386 :: ساعت 4:17 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[25/11/1386- 12:47 ع] مددازعمه گرفتم که بردراه مرا
[23/10/1386- 1:33 ع] محرم را جرعه جرعه بنوش
[11/10/1386- 4:17 ع] يا علي